X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


افسوس ...

وآی افسوس ...

چه ارزان شده‌ای ، ای عشق ...

که با هر دستی که به کسی دراز می‌شود ، از روی ادب ... حواله می‌شوی ؛

باشد به مستراح !...

با هر سلامی ، به‌جای علیک ،

گمان می‌شود دل باخته‌ای ؛

این‌هم به مستراح !...

نمی‌فهمند ای عشق ، من و تو ؛

دوستیم ، آن‌هم بی‌انتها ...

باشد ، این نفهمی‌ها هم به مستراح !...



••• سهیل •••

باور کن: • نفهم !!!
[ چهارشنبه 25 آبان 1390 ] [ 10:10 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید