X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان

_____________________________

 

گاهی درآمدن از تنهایی، هزینه دارد..

اما این راهش نیست، من قربون اون چشمهای پُف کرده و انگشتهای خسته ـت شم..  ͡๏̯͡๏
به نظر خودت، این یجور خیانت نیست به همسر یا شوهر آینده ـت؟!
اینکه خودتو هر شب پرت کنی توو بغل یکی دیگه! آخه به چه قیمت؟!
میدونم شاید بگی توو دلت که این چیزی نیست، حالا مگه داریم چیکار میکنیم..؟!
اما باور کن داری بزرگترین اشتباه جوونی ـتو انجام میدی..
مثل خوره توو وجودت رخنه کرده، حس میکنی اگه یه شب پیامک ندی میمیری!
بس کن.. دیگه بس کن.. کافیه! آخه تا کی دروغ.. تا کی نقش بازی کردن..
مگه آدمها بازیچه ی هم دیگن..!!

یه زمانی آدمها دوست داشتن که اولین عشق یه نفر باشن..
الان باید دعا کنن که آخریش باشن.. !!   ای داد بی داد..

 

ای کاش انسانها..

همان قدر که از ارتفاع می ترسیدند..
کمی هم از پستی هراس داشتند..!

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد، طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم..

نگی چون یه مَــــرد ِ، این حرف ـو میزنه..
این یه حقیقته تلخه..  گوش کن به حرفهام، گوش کن تورو خدا

آهای دخـتــری
که تمام دغدغه ات
سِت کردن رنــگ لـباس و رژ لبت ـه
تو چه میدونی از دردهای یک مَـــــــرد..

آهای پسری که کارت شده اینکه صب تا شب دنبال ناموس مردم باشی!
آهای تویی که لذت میبری، دنبال عشقبازی و فریب دخترا باشی..
به تو هم میگن مَــــــــرد..؟!!!!!!

هر چه بگندد نمکش میزنند..
وای به روزی که بگندد نمک.. !

آری..
بـه فـــقـر ِ احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت” دچــــار شــدیـــم !
نــسلی که دردش را..
کیـبـوردها..
پیامک ها..
و..
تـلفن هـــای ِ پـی در پـی مـی فهمـــنـد..

دلم اصرار داره فریاد بزنه..
اما...
من تا حالا جلوی دهانش رو گرفتم..
وقتی می دونم کسی تمایلی به شنیدن صداش نداره...

حرف آخر و والسلام:
تو‌ی رابطه هاتون گاهی سنگ بندازین تا عمقش براتون مشخص بشه...

___________________________
___________  سهیل ___________

[ چهارشنبه 1 خرداد 1392 ] [ 02:10 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید