X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


تا شقایق هست، زندگی باید کرد؟

آهـ...

تک ‌مِصــرَع ِ رؤیـــایی

یک لقمه‌ی سنگین‌ـــه

بــد هضـم، به تنهـــایی

ای مِصــرَع ِ افسونگر

ای حادثـــه‌ی مُبهــم

ای هجـــــو شعف بارِ

مَبهــوت در این عالــم

پـــرواز سرُور از ذوق

یک شــادیِ اجبـاری

کین خنده‌ی تکراری

از گریه چه غمگین‌تر؟

ای چهـــره‌ی پوشالی..

ای قـالـب اغواگـــــر..

بیگـانه و تنـهـــایـی‌م

با ترس، بخوان امروز

بی‌یــاور و رسوایـی‌م

سرگشتــه و دل،  تنهــا

دل،  خستـه و سر‌ درگــُم

سر ماتم بی‌عشق به دامان

دل در طلب یار پریشان

عشق از دل‌و‌سر هر دو گریزان

مقصود ز مقصد، دل بیگانه فریب‌ست

مقصد به خیالش سر مقصود بریده‌ست!

این قافلـه تا به حشــر لنگ است

کــُرِه‌‌‌خر بی‌دُم چه زرنگ است..!

از قِصـّــه همین برون تراود

مقصود به عشق داده آفت

من قصد ریـــا نداشتـم، لیک

مقصود برنده شد در این پیک

امشب، شب من سحر ندارد

رسوای منــم که زن ندارد

از دار جهان، همینم افسوس

یک کُره الاغ کـَـــر ندارد!

دروازه‌ی دل که باز بینی

اندرز بگیـــر، بـــد نبینی

 

__________  سهیـل __________

[ شنبه 12 مرداد 1392 ] [ 12:02 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید