X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


گـُسیــل ِ سیــل ِ روان، از  حِـصـــــار ِ چشمـانت

مَــــــرز ِ مـیـــــان گُسستـَـن و مـــاندن است..

وَ آبشـــار ِ جـــاری بـَر خلیـــج ِ گونه‌هایت را سـَــدّی نیست..

بـِ ـشـ ـکـ ـن..   فـرو ریـز..   ای همیشه جــاری..

[ ببـــار که دلـم، هـَـوای ِ بـاریــدن دارد ]

" این صدای ِ فـُــروپـــاشی ِ اَشکـواره‌هاست "

عـُـریـــان شـُــو..!      بـِرهنــه بــِگــَــرد..

ای شهـــــرزاد ِ قصـــّـه‌های خیــــــال..

بـُـگـــذر از این سـَــدِّ دلشوره‌های ِ مَلال

بـِـ ـشــ ـکـ ـن این بـَـحـــر ِ وَرطِه‌های ِ مَحــال

[ ببار ای نم‌نم ِ باران، زمین ِ خُشک را تـَـر کــُن.. ]

[ کاش بیشتر از این،"بود"های من،"بود" بود که فدای تو شود.. ]

_____________ سهیل _____________

[ جمعه 25 مرداد 1392 ] [ 23:38 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید