X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


کوچه پنهان است در شب،

بس هوا، هم ناجوانمردانه سـَـرد است !

ســایـه‌ای خاکستـــری

گــَـرد و غــُـبــاری می‌کشـــد بـر دوش

باشد خـِـرقــه‌ای،

شاید دوام آرَد تن سردش، در این سرمــا..


کوچه پنهان است در شب،

زوزه‌ی بــاد از میان سـُـرفـــه‌ی سرمــا پریشــان می‌وزد

باشـد، لبـاس ســایـه را از دوش او گیرد

به تن‌پوشی برای خویش سازد، تا نلرزد خود در این سرمــا..


کوچه پنهان است در شب،

یک چراغ ِ روشن ِ مهتاب، می‌تابد به سایه

تا فرو ریزد هجوم قصــّه‌ی تـرس،

از صدای خفته خفــّاشان سرگردان

که تن‌ْ لولیده بر‌ْ هم‌بستران ِ خویش‌ْ از سرمــا..


کوچه پنهان است در شب،

بــاد از سـایـه گریــزان است امشب !

ســایـه‌ی خاکستری چون مـاه، حیـران است امشب..

آسمـان رنگ تعلـّـق می‌پذیـرد،

ابـــر می‌گریـــد،

که طــوفــــان است امشب..

گـر نبـــاشد قـایقـی،

سـایــه، طلوع صبح را دیگــر نخواهد دیـــد ؟

شــایـد، وقت هجــــران است امشب..

ســایـه مـهمـــان است امشب !

ســـایــه از خود هم گریــزان است امشب..


________ سهیل_______



" در سایه‌ات هرآنکه نشست آفتاب شد ؛ پس‌چرا امشب هـوا طوفانی‌ست؟ "


[ شنبه 2 شهریور 1392 ] [ 18:56 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید