X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان



می‌لرزد استکان‌های ِ چای ‌‌ْ در دستــم ‌‌ْ

هرکس ببیندم ‌‌ْ فکر می‌کند که یخ بستم ...!


این راه ِ تا تو رسیدن‌‌ْ چقدر باریک است ...!

انگار هر نگاه ِ تو ‌‌ْ چون شبی تاریک است...


تو آمدی به خواستگاری ِ من‌‌ْ یـا که من‌‌ْ ...؟!

این چای‌های ِ داغ ‌‌ْ در دست ِ من چه می‌کنن‌‌ْ...!


بـار سفــر به کـولـه‌ی سوراخ من نـریــز

سویی دگر نظاره‌کن و دلهره‌ام بـریــز ...!


هر گام که رو به سوی تو می‌نهم به زور ‌‌ْ

لَختی به سوی تو رهسپارم ُ  ‌‌ْ، لَختی به دور ‌‌ْ


طاقت نیاورم ‌‌ْ این آشفته‌‌ْ استکان ‌‌ْ

شاید بریزمش این بار روی‌تان ‌‌ْ...!


بانوی ِ دوست داشتنی ِ روزهای ِ عشق ‌‌ْ

گرمم شده ‌‌ْ بیا و بگیرش‌‌ْ نگو زرشک...!


▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄ سُهیل ▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄


[ یکشنبه 12 آبان 1392 ] [ 22:18 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید