X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان


بانو..

آن هنگام که تو خفته‌ای‌‌ْ

من، هر شب

در بستر با تو آرمیدن ‌‌ْ

پاورچین‌پاورچین ‌‌ْ

به جای‌جای ِ بالین‌ات

پرسه می‌زنم..


من، از عطر تنت‌‌ْ بی‌هوش و

جنگل ِ مـُژه‌هایت‌‌ْ

در زمستان ِ خیال‌های ِ نبافته‌ام، خواب‌‌ْ..


آن‌دم که

احساس ِ سر انگشتان‌ام‌‌ْ

در بغض ِ سکوت و تاریکی‌ست‌‌ْ،

با هر تار ِ بلنــد موی ِ تو

ترانه‌ای‌‌ْ عاشقانه ساز می‌کنم..


هنگامی که تو خوابی،

از همیشه بیشتر دوستت می‌دارم و

سر عادت همیشگی‌ام،

با هر نفس ِ تو،

از رؤیای ِ داشتن‌ات‌‌ْ،

در چشمانم،

اشک‌‌ْ حلقه می‌زند و

بی‌اختیار، چشمانت را می‌بوسم..


کودکانه تا صبح،

با دستانت‌‌ْ، بازی می‌کنم و

هر انگشتم

بسان پیچکی می‌شود

که به دور انگشتانت می‌پیچد،

تا از فراز قله‌ی ِ رؤیایی که تو بر بلندای‌اش ایستاده‌ای‌‌ْ،

سقوط نکنم..


آن‌هنگام که

پلک‌هایت را با حالتی رازآلود می‌گشایی و

چشمانم به خدایی واقعی، می‌نگرند

وآی که من

در بستر ِ با تو زیستن‌‌ْ

عاشقانه و جاودان ‌‌ْ

صبح ِ یک روز ِ زیبا را

با احساسی نو ‌‌ْ

آغاز می‌کنم و

تو تا همیشه‌‌ْ در آغوش ِ أمن من،

لحظه‌ی ِ ناب ِ آرامش را تجربه می‌کنی..


◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘



• پی‌نوشت:


لای ِ گیسوی ِ سیاهت ‌‌ْ

من‌‌ْ به دنبال ِ چه می‌گردم ؟

و در دل، یک نظر بنگر، کـِه مشغول ِ نظربازی‌ست‌‌ْ یارا ؟

و کـِه از دور‌‌ْ دلتنگ است حالا ؟

و تفسیرش به جرأت بس چه دشوار است انگاری ...

ور نه این کج‌بینی‌‌ْ اندر‌‌ْ یک نگاه ِ ساده در من اوج می‌گیرد ‌‌ْ

که شاید سخت باشد، نیمه‌ی ِ گم‌گشته‌ام را دوست‌تر دارم‌‌ْ در این پیکار..!



▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄ سُهیل ▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄▀▄


هنگام خواندن، به این ترانه‌ی یونانی هم گوش کنید.

Peggy Zina - Mazi Sou


[ چهارشنبه 6 آذر 1392 ] [ 22:49 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید