X
تبلیغات
رایتل

یک لحظه مکث
”چشم بر بندید بر من یـا مرا بیابید اگر می‌بینید“ 
پروفایل سهیل


لینک دوستان



آه ... معشوقه‌ی رازناک من ...

مرا

تصوّر کن!

کمی مهربان‌تر امّا

مرا تصوّر کن!


تصوّر کن روزی را

که بخواهیم عاشقانه و بی‌پروا

در آغوش هم باشیم ؛...


وَ مرا

باور کن!

کمی عاشقانه امّا

مرا باور کن!


باور کن مَردی را

که می‌خواهد خالصانه وَ بی‌ریا

دوستت داشته باشد ؛...


آه ... در این ۲۵ دقیقه‌ی کوتاه

مرا

عاشق باش!

وَ دوستم داشته باش، بعد از این دقایق کوتاه ...


شاید

بعد از این هرگز

دقایق خوب دیگری

انتظارمان را نکِشید !...



پدرم، آدم متعصّبی‌ست...

حتماً مرا نکوهش و بازخواست خواهد کرد !...

با عصبانیت خواهد گفت:

« تو مرتکب گناه بزرگی شده‌ای!

پس همینک توبه کن! »


مادرم، بانوی مقدسی‌ست...

بی‌تردید حرف‌های پدر را تأیید خواهد کرد !...

با بی‌حوصلگی خواهد گفت:

« تو را نفرین‌ات می‌کنم!

اگر دست از او نکِشی ... شیرم را حلال‌ات نمی‌کنم! »


آه . . . از آن‌ها

که بعد از این

بی‌شک

نخواهند گذاشت

که دوستت داشته باشم ؛...

وَ اجازه نخواهند داد

که دوستم داشته باشی !...


امّا ...

”‌ من می‌خواهم در این ۲۵ دقیقه‌ی کوتاه ، تو را به جهان بشناسانم ! “


حتی اگر همه‌گان

از دقایق کوتاه عشق‌مان

به «۲۵ دقیقه گناه!» یاد کنند!


❊ ❊ ❊ ✤ ❊ ❊ ❊ سُهیل‌هدایت ❊ ❊ ❊ ✤ ❊ ❊ ❊


[ چهارشنبه 12 شهریور 1393 ] [ 14:46 ] [ سُهیل هدایت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
سخن نویسنده

نمی‌گذارند دوستت داشته باشم.. نمی‌گذارند دوستم داشته باشی.. نمی‌گذارند تو مرا، و من خدای واقعی را دوست داشته باشم. ولی همیشه غصـّه می‌خورم که، نمی‌شود که آرزوهایم را خام به گور ببرم. همش ذهن ما را با عمو جغد شاخدار و خاله پیرزن و لولو و سایه‌ای که صدای هووو می‌دهد پر می‌کنند که جا برای فهمیدن نداشته باشیم. بله پس ما حالا همگی خوشحالیم که می‌دانیم نفهمیم و به نفهمی خود می‌خندیم که رشد کند، بزرگتر شود تا جایی که مثال و اسباب خنده یابو شویم. افسوس که به خوشحالیه خود، خوشحالیم. خوشحالیم... و خوشحال‌تر... تا جایی که یادم برود دوستت داشته باشم.. و تا جایی که یادت برود دوستم داشته باشی.. ☼ پس بگــذار آنچــه قــرار است یـادم بــرود را حــال بگویــم: ☆ دوستـت دارم ☆ نـقـطـ...ـه، ســر خــط .
برگه ها
خوش آمدید